X
تبلیغات
www.shimidan 11 .blogfa.com

www.shimidan 11 .blogfa.com

Mahdi Rahimi مطالب مخطلف شیمی

دانستنی ها در باره رنگ

 

 

کلمه رنگ درمانی هنری باستانی از تمدن های فرهیخته در اروپا آسیا و خاورمیانه است که به آن می پرداختند . امروزه از رنگ درمانی در آسیا اروپا و آمریکا به عنوان شیوه ای مدرن برای درمان بسیاری از بیماری های جسمی مانند آسم آرتوروز ناهنجاریهای عصبی و روحی افسردگی اختلال های غذایی بیماری های پوستی گوارشی و .. استفاده میکنند…

قرمز

گرم و هیجان انگیز است هرگاه احساس کم خونی یا بی حالی می کنید یا هر زمانی که حس می کنید سرد و رنگ پریده هستید و یا احساس لرز می کنید از رنگ قرمز استفاده کنید همچنین رنگ اشعه ماورابنفش و اشعه x برای درمان سوختگی ها و سرما زدگی بدن سودمند است رنگ قرمز نوعی محرک کبد و ضد التهاب است و عفونت های داخلی بدن را به سطح بدن می کشاند . مواد مغذی رنگ قرمز عبارتند است از ویتامین B12 و اکسید آهن

سبز

این رنگ غده هیپوفیز را به فعالیت وا می دارد ساخت ماهیچه و بافت های بدن را تقویت می کند و سلول های سخت شده و لخته های سلولی را در هم می شکند . رنگ سبز ضد گرفتگی و انسداد ضد عفونی کننده گندزدا و پاک کننده است بنابرین برای درمان بیماری های قلبی و زخم ها و سرطان درمان جراحت ها تقویت پوست و … به کار می رود . املاح معدنی رنگ سبز عبارتند است از : کلراین و نیتروژن

نارنجی

محرک دستگاه تنفس مفید برای درمان ضعف شش ها درمان آسم سل و نفس تنگی است . همچنین از رنگ نارنجی برای درمان افراد کم تحرک و چاق که میزان ترشح تیروئید را تقویت می کند و پاراتروئید را کاهش می دهد گرفتگی بدن و قولنج را کاهش می دهد میزان ترشح شیر را افزایش می دهد . نرمی استخوان و عدم استحکام ستون فقرات را برطرف می کند

ارغوانی

رگ های خونین را منبسط می کند فشار خون و سرعت تپش قلب را کاهش می دهد و ناحیه اطراف آن را گرم می کند درجه حرارت بدن را پائین می آورد بنابرین در هنگام تب شدید از این رنگ میتوان استفاده نمود . میزان فعالیت رنگ ها را بالا می برد همچنین این رنگ باعث ایجاد حالت خواب آلودگی می شود در نتیجه برای افرادی که دچار بیخوابی هستند مفید است . علاوه بر این موارد تسکین دهنده درد کلیه ها نیز می باشد .

آبی

خنک کننده بشدت ضد التهاب و ضد عفونی کننده است و از خونریزی جلوگیری می کند تب را کاهش می دهد و مسکن درد است . رنگ آبی برای درمان کلیه بیماری هایی که با سرخی پوست آماس و افزایش دمای بدن همراه باشد مورد استفاده قرار می گیرد . از این رنگ برای درمان مرحله های حاد آرتوروز نقرس و رماتیسم استفاده می شود. رنگ آبی آرامش بخش و تسکین دهنده است . رنگ آبی برای درمان خارش التهاب پوست تحریک پذیری بیخوابی تیر کشیدن سر تند کاری سلولهای عصبی مغز گلو درد از دست دادن صدا سوختگی و موارد مشابه نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

از رنگ برای محافظت، نگهداری، دکوراسیون یا جهت اضافه کردن هرگونه قابلیت بر روی یک سطح که توسط رنگدانه پوشانده می‌گردد، استفاده می‌شود.مثال‌هایی از محافظت عبارتند از: پوشاندن سطح فلزات برای کند کردن خوردگی، یا رنگ کردن خانه جهت محافظت ۱ از آن در برابر عناصر خارجی(آب، خاک و...). مثالی از دکوراسیون، رنگ کردن اتاقی برای آماده سازی آن جهت جشن می‌باشد.استفاده‌های دیگری که از رنگ می‌شود، شامل برگرداندن رنگی خاص از روی سطح و یا استفاده بر روی سطوح بر علیه حرارت یا موازات با استفادهٔ حرارتی از آن سطح در کاربردهای مختلف است. مثال کاربردی دیگری در این زمینه، برای تشخیص دادن علامات صنعتی یا هشدارها، یا علامت گذاری لوله‌ها در صنعت یا در زمینهٔ کاربردهای نظامی می‌باشد. رنگ را برای هر جسمی می‌توان استفاده کرد، برای مثال در هنر، پوششهای صنعتی، علامات جاده‌ای یا در لنگرگاه‌ها جهت جلوگیری از خوردگی توسط آبها. رنگ یک محصول نیمه تمام شده‌است، بدین معنی که بعد از استفاده توسط کاربر است که به مرحله پایانی خود می‌رسد. از رنگ همچنین همراه با مخلوط کردن لعاب، برای پوششهای پیشرفته و صیقلی سازی سطوح نیز می‌توان استفاده کرد. تاریخچه: نقاشی‌های پیدا شده در غارها که توسط رنگهای بدست آمده از اُخرا، و اکسیدهای هماتیت و مگنتیت کشیده شده‌اند به ۴۰۰۰۰ سال قبل و به دوران انسانهای هموساپینس باز می‌گردد. نقاشی‌های کهن در درنادای مصر که برای سالیان متمادی بدون حفاظ و در معرض هوا بوده‌است، یک پدیده درخشان اثر برلینسی می‌باشد که هنوز هم به همان روشنی ۲۰۰۰ سال قبل است.مصری‌ها رنگهایشان را با ماده‌ای صمغ مانند، ترکیب می‌کردند و هر یک را به صورت جداگانه بر روی سطح اعمال می‌کردند بدون اینکه ذره‌ای با هم مخلوط گردند.آنها از ۶ رنگ استفاده می‌کردند: سفید، سیاه، قرمز، آبی، زرد و سبز. مابقی بحث راجع به تاریخ رنگ، از حوصله این مقاله خارج است. ترکیبات: رنگدانه:دانه‌های جامد ریزی هستند که در رنگ جهت توزیع رنگ، زبری، غلظت رنگ و... با یکدیگر متحد می‌گردند.ولی بعضی از رنگها یه جای ترکیبات معمول رنگدانه، از رنگ‌های دانه‌ای میکرونیزه استفاده می‌کنند. رنگدانه‌ها به دو دسته طبیعی و شیمیایی تقسیم بندی می‌گردند.رنگدانه‌های طبیعی شامل خاک رس، کلسیم کربنات، سیلیکا، تالک و میکا می‌باشد.رنگدانه‌های شیمیایی حاوی مولکولهای مهندسی یعنی خاک رس تکلیس شده، رسوب‌های شیمیایی کلسیم کربنات و سیلیکاهای مصنوعی می‌باشد. رنگدانه‌های مخفی، در کدر سازی رنگ و محافظت از لایه رنگ از اشعه ماورابنفش به کار می‌آید.انواع رنگدانه‌های مخفی از این قرار است:تیتانیوم دی اکسید، فتالوی آبی، و اکسید آهن قرمز. پرکننده‌ها نوعی مخصوص از رنگدانه‌ها هستند که برای حجم دادن به لایه رنگ، پشتیبانی از ساختار رنگ و حجم دادن به خود رنگ، مورد مصرف قرار می‌گیرند. پر کننده‌ها معمولاً حاوی مواد بی اثر ارزان قیمتی مانند آرد کوهی، تالک، آهک، باریت، خاک رس و....می باشند. بعضی از رنگدانه‌ها سمی می‌باشند مانند سرب که در رنگ‌های سربی به کار رفته‌است. صنعت رنگسازی، شروع به جایگزینی رنگدانه‌های سرب با رنگدانه‌های کم خطر تر تیتانیوم دی اکسید، از سال ۱۹۷۸ نموده‌است.تیتانیوم دی اکسیدی که امروزه در رنگسازی استفاده می‌گردد، به دلایل مختلفی توسط سیلیکن یا آلومینیوم اکسید پوشانده می‌گردد. چسب یا ناقل:چسب معمولاً به ناقلی اطلاق می‌گردد که ترکیب شکل دهنده اصلی فیلم(لایه نازک رنگ) می‌باشد.تنها ماده‌ای که حتماً باید در رنگ حاضر باشد، همین ماده‌است.حضور سایر ترکیبات در رنگ، اختیاری است. چسب‌ها حاوی زرین‌های طبیعی یا شیمیایی اند مانند اکریلیک، پلی اورتان، پلی استر، ررزین‌های ملامین، اپوکسی‌ها و روغن‌ها. رنگ لاتکس، محلولی کلوئیدی بر پایه آب است که از ذرات پلیمری میکرونیزه تشکیل شده‌است.معنی کلمه لاتکس، یعنی حلّال در آب. این روزها که بحث حفاظت از محیط زیست نیز مطرح است، شرکتهای تولید کننده رنگ، از استفاده از مواد آلی فّرار در تولیداتشان، محدود شده‌اند.دلیل این امر، که توسط سازمان محیط زیست اعلام گشته‌است، صدمه زدن احتمالی بعضی از این ترکیبات به لایه ازون و در نتیجه، افزایش میزان اشعه ماورا بنفش می‌باشد.حلال‌هایی که در مرحله اول از رنگ تبخیر می‌گردد، باعث تخریب لایه ازون می‌گردد. بحث حلال‌ها در رنگ، جداگانه مطرح می‌گردد: حلال‌ها:هدف اصلی از استفاده از حلالها، تنظیم کردن رقّت و فرارّیت و وسیکوزیته رنگ است.حلال، فّرار است و در فیلم(لایه نازک رنگ) باقی نمی‌ماند.حلال، همچنین نرخ جریان تابع لزجت و کاربرد سایر ترکیبات و نیز پایداری رنگ را در حالت سیال، کنترل می‌کند. آب، بهترین نوع حلال برای رنگ‌های آب-محور می‌باشد.رنگهای حلال-محور، که گاهی نیز رنگ‌های روغنی نامیده می‌شوند، می توانند تعداد کثیری از حلال‌ها را در خود جای دهند که شامل ترکیبات آروماتیک، آلیفاتیک، الکلها وکتونها و رزین‌های سبک رقیق کننده خواهند بود.چنین حلالهایی در مواقعی استفاده می‌گردند که رنگهای روغن-محور و ضد آب مورد نیاز است. مواد افزودنی:کنار ست تشکیل دهنده اصلی رنگ که در بالا مورد بحث قرار گرفتند، رنگ می‌تواند حاوی مواردی بسیار وسیع از مواد افزودنی باشد که به مقدار بسیار کمی به رنگ افزوده می‌گردد و در کمال تعجب، اثر بسیار زیادی بر روی خواص رنگ می‌گذارد.مثالهایی از این موارد، موادی هستند که کشش سطحی رنگ را تنظیم می‌کنند، جاری شدن رنگ را بهبود می‌بخشند، ظاهر پایانی را تصحیح می‌کنند، تری و خیسی لبه رنگ را بالا می‌برند، پایداری رنگدانه را بهبود می‌بخشند، خواص ضدّ یخ زدگی ایجاد می‌کنند، مقدار کف کنندگی و پوسته پذیری رنگ را کنترل می‌کند و.... انواع دیگر از مواد افزودنی شامل کاتالیست‌ها، حجم دهنده ها(با پر کننده‌ها اشتباه گرفته نشوند)، پایدار کننده‌ها، امولسیون سازها، زمینه سازها، پیش بَرهای مواد افزودنی، پایدار کننده‌های ضد اشعه ماورابنفش، عوامل کدر کننده و بایوسایدها (جهت مقابله با رشد باکتری‌ها) می‌باشند.

 

دمای رنگ 

رنگها دارای مشخصه‌ای بنام سردی یا گرمی هستند. رنگی که ما می‌بینیم از رنگ برای محافظت، نگهداری، دکوراسیون یا جهت اضافه کردن هرگونه قابلیت بر روی یک سطح که توسط رنگدانه پوشانده می‌گردد، استفاده می‌شود.مثال‌هایی از محافظت عبارتند از: پوشاندن سطح فلزات برای کند کردن خوردگی، یا رنگ کردن خانه جهت محافظت ۱ از آن در برابر عناصر خارجی(آب، خاک و...). مثالی از دکوراسیون، رنگ کردن اتاقی برای آماده سازی آن جهت جشن می‌باشد.استفاده‌های دیگری که از رنگ می‌شود، شامل برگرداندن رنگی خاص از روی سطح و یا استفاده بر روی سطوح بر علیه حرارت یا موازات با استفادهٔ حرارتی از آن سطح در کاربردهای مختلف است. مثال کاربردی دیگری در این زمینه، برای تشخیص دادن علامات صنعتی یا هشدارها، یا علامت گذاری لوله‌ها در صنعت یا در زمینهٔ کاربردهای نظامی می‌باشد. رنگ را برای هر جسمی می‌توان استفاده کرد، برای مثال در هنر، پوششهای صنعتی، علامات جاده‌ای یا در لنگرگاه‌ها جهت جلوگیری از خوردگی توسط آبها. رنگ یک محصول نیمه تمام شده‌است، بدین معنی که بعد از استفاده توسط کاربر است که به مرحله پایانی خود می‌رسد. از رنگ همچنین همراه با مخلوط کردن لعاب، برای پوششهای پیشرفته و صیقلی سازی سطوح نیز می‌توان استفاده کرد. تاریخچه: نقاشی‌های پیدا شده در غارها که توسط رنگهای بدست آمده از اُخرا، و اکسیدهای هماتیت و مگنتیت کشیده شده‌اند به ۴۰۰۰۰ سال قبل و به دوران انسانهای هموساپینس باز می‌گردد. نقاشی‌های کهن در درنادای مصر که برای سالیان متمادی بدون حفاظ و در معرض هوا بوده‌است، یک پدیده درخشان اثر برلینسی می‌باشد که هنوز هم به همان روشنی ۲۰۰۰ سال قبل است.مصری‌ها رنگهایشان را با ماده‌ای صمغ مانند، ترکیب می‌کردند و هر یک را به صورت جداگانه بر روی سطح اعمال می‌کردند بدون اینکه ذره‌ای با هم مخلوط گردند.آنها از ۶ رنگ استفاده می‌کردند: سفید، سیاه، قرمز، آبی، زرد و سبز. مابقی بحث راجع به تاریخ رنگ، از حوصله این مقاله خارج است. ترکیبات: رنگدانه:دانه‌های جامد ریزی هستند که در رنگ جهت توزیع رنگ، زبری، غلظت رنگ و... با یکدیگر متحد می‌گردند.ولی بعضی از رنگها یه جای ترکیبات معمول رنگدانه، از رنگ‌های دانه‌ای میکرونیزه استفاده می‌کنند. رنگدانه‌ها به دو دسته طبیعی و شیمیایی تقسیم بندی می‌گردند.رنگدانه‌های طبیعی شامل خاک رس، کلسیم کربنات، سیلیکا، تالک و میکا می‌باشد.رنگدانه‌های شیمیایی حاوی مولکولهای مهندسی یعنی خاک رس تکلیس شده، رسوب‌های شیمیایی کلسیم کربنات و سیلیکاهای مصنوعی می‌باشد. رنگدانه‌های مخفی، در کدر سازی رنگ و محافظت از لایه رنگ از اشعه ماورابنفش به کار می‌آید.انواع رنگدانه‌های مخفی از این قرار است:تیتانیوم دی اکسید، فتالوی آبی، و اکسید آهن قرمز. پرکننده‌ها نوعی مخصوص از رنگدانه‌ها هستند که برای حجم دادن به لایه رنگ، پشتیبانی از ساختار رنگ و حجم دادن به خود رنگ، مورد مصرف قرار می‌گیرند. پر کننده‌ها معمولاً حاوی مواد بی اثر ارزان قیمتی مانند آرد کوهی، تالک، آهک، باریت، خاک رس و....می باشند. بعضی از رنگدانه‌ها سمی می‌باشند مانند سرب که در رنگ‌های سربی به کار رفته‌است. صنعت رنگسازی، شروع به جایگزینی رنگدانه‌های سرب با رنگدانه‌های کم خطر تر تیتانیوم دی اکسید، از سال ۱۹۷۸ نموده‌است.تیتانیوم دی اکسیدی که امروزه در رنگسازی استفاده می‌گردد، به دلایل مختلفی توسط سیلیکن یا آلومینیوم اکسید پوشانده می‌گردد. چسب یا ناقل:چسب معمولاً به ناقلی اطلاق می‌گردد که ترکیب شکل دهنده اصلی فیلم(لایه نازک رنگ) می‌باشد.تنها ماده‌ای که حتماً باید در رنگ حاضر باشد، همین ماده‌است.حضور سایر ترکیبات در رنگ، اختیاری است. چسب‌ها حاوی زرین‌های طبیعی یا شیمیایی اند مانند اکریلیک، پلی اورتان، پلی استر، ررزین‌های ملامین، اپوکسی‌ها و روغن‌ها. رنگ لاتکس، محلولی کلوئیدی بر پایه آب است که از ذرات پلیمری میکرونیزه تشکیل شده‌است.معنی کلمه لاتکس، یعنی حلّال در آب. این روزها که بحث حفاظت از محیط زیست نیز مطرح است، شرکتهای تولید کننده رنگ، از استفاده از مواد آلی فّرار در تولیداتشان، محدود شده‌اند.دلیل این امر، که توسط سازمان محیط زیست اعلام گشته‌است، صدمه زدن احتمالی بعضی از این ترکیبات به لایه ازون و در نتیجه، افزایش میزان اشعه ماورا بنفش می‌باشد.حلال‌هایی که در مرحله اول از رنگ تبخیر می‌گردد، باعث تخریب لایه ازون می‌گردد. بحث حلال‌ها در رنگ، جداگانه مطرح می‌گردد: حلال‌ها:هدف اصلی از استفاده از حلالها، تنظیم کردن رقّت و فرارّیت و وسیکوزیته رنگ است.حلال، فّرار است و در فیلم(لایه نازک رنگ) باقی نمی‌ماند.حلال، همچنین نرخ جریان تابع لزجت و کاربرد سایر ترکیبات و نیز پایداری رنگ را در حالت سیال، کنترل می‌کند. آب، بهترین نوع حلال برای رنگ‌های آب-محور می‌باشد.رنگهای حلال-محور، که گاهی نیز رنگ‌های روغنی نامیده می‌شوند، می توانند تعداد کثیری از حلال‌ها را در خود جای دهند که شامل ترکیبات آروماتیک، آلیفاتیک، الکلها وکتونها و رزین‌های سبک رقیق کننده خواهند بود.چنین حلالهایی در مواقعی استفاده می‌گردند که رنگهای روغن-محور و ضد آب مورد نیاز است. مواد افزودنی:کنار ست تشکیل دهنده اصلی رنگ که در بالا مورد بحث قرار گرفتند، رنگ می‌تواند حاوی مواردی بسیار وسیع از مواد افزودنی باشد که به مقدار بسیار کمی به رنگ افزوده می‌گردد و در کمال تعجب، اثر بسیار زیادی بر روی خواص رنگ می‌گذارد.مثالهایی از این موارد، موادی هستند که کشش سطحی رنگ را تنظیم می‌کنند، جاری شدن رنگ را بهبود می‌بخشند، ظاهر پایانی را تصحیح می‌کنند، تری و خیسی لبه رنگ را بالا می‌برند، پایداری رنگدانه را بهبود می‌بخشند، خواص ضدّ یخ زدگی ایجاد می‌کنند، مقدار کف کنندگی و پوسته پذیری رنگ را کنترل می‌کند و.... انواع دیگر از مواد افزودنی شامل کاتالیست‌ها، حجم دهنده ها(با پر کننده‌ها اشتباه گرفته نشوند)، پایدار کننده‌ها، امولسیون سازها، زمینه سازها، پیش بَرهای مواد افزودنی، پایدار کننده‌های ضد اشعه ماورابنفش، عوامل کدر کننده و بایوسایدها (جهت مقابله با رشد باکتری‌ها) می‌باشند.

 

دمای رنگ 

رنگها دارای مشخصه‌ای بنام سردی یا گرمی هستند. رنگی که ما می‌بینیم حاصل طول موج نور منعکس شده از رنگ است. طیف‌های قابل دیدن بین فروسرخ (در انتهای طرف گرم) و فرابنفش (در انتهای طرف سرد) قرار دارند.

انواع رنگ‌ها 

رنگ‌های گرم 

رنگهای گرم نیمه قرمز چرخه رنگها به عنوان رنگهای گرم شناخته می‌شوند که شامل زرد- سبز و قرمز-بنفش می‌باشد.

•  نقاط قوت: این رنگها القاء کننده گرمی و راحتی هستند.

•  نقاط ضعف: رنگهای گرم زیادی در تصویر باعث تضعیف برجستگی که باید در تصویر وجود داشته باشد می‌شود.

نکته: بنفش نقشی دوگانه دارد در کنار رنگ‌های گرم خاصیت گرمی ودر کنار رنگهای سرد خصلت سرد دارد. بطور کلی می‌توان رنگ‌های اصلی را «زرد = متناسب با شکل مثلث --- قرمز = متناسب با شکل مربع --- آبی = متناسب با شکل دایره» دانست ودر کنار آن سه رنگ دیگر «نارنجی - سبز - بنفش» را در گروه رنگهای مکمل طبقه بندی کرد.

رنگ‌های سرد 

نیمه آبی چرخه رنگ به عنوان رنگهای سرد شناخته شده که شامل آبی - سبز و آبی - بنفش می‌باشد.

•  نقاط قوت: این رنگها آرام و راحت هستند. این رنگها ممکن است بصورت غیر صمیمی و بی تکلف و ساده دیده شوند و برای انتخاب به عنوان پس زمینه مناسب هستند.

•  نقاط ضعف: این رنگها احساس منفعلانه داشته و ممکن است برای تصاویر گرافیکی قوی مناسب نباشند.

رنگ هایش را نمایش بده سرد وگرم

بین فروسرخ (در انتهای طرف گرم) و فرابنفش (در انتهای طرف سرد) قرار دارند.

انواع رنگ‌ها 

رنگ‌های گرم 

رنگهای گرم نیمه قرمز چرخه رنگها به عنوان رنگهای گرم شناخته می‌شوند که شامل زرد- سبز و قرمز-بنفش می‌باشد.

•  نقاط قوت: این رنگها القاء کننده گرمی و راحتی هستند.

•  نقاط ضعف: رنگهای گرم زیادی در تصویر باعث تضعیف برجستگی که باید در تصویر وجود داشته باشد می‌شود.

نکته: بنفش نقشی دوگانه دارد در کنار رنگ‌های گرم خاصیت گرمی ودر کنار رنگهای سرد خصلت سرد دارد. بطور کلی می‌توان رنگ‌های اصلی را «زرد = متناسب با شکل مثلث --- قرمز = متناسب با شکل مربع --- آبی = متناسب با شکل دایره» دانست ودر کنار آن سه رنگ دیگر «نارنجی - سبز - بنفش» را در گروه رنگهای مکمل طبقه بندی کرد.

رنگ‌های سرد 

نیمه آبی چرخه رنگ به عنوان رنگهای سرد شناخته شده که شامل آبی - سبز و آبی - بنفش می‌باشد.

•  نقاط قوت: این رنگها آرام و راحت هستند. این رنگها ممکن است بصورت غیر صمیمی و بی تکلف و ساده دیده شوند و برای انتخاب به عنوان پس زمینه مناسب هستند.

•  نقاط ضعف: این رنگها احساس منفعلانه داشته و ممکن است برای تصاویر گرافیکی قوی مناسب نباشند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 6:50 PM  توسط mahdi rahimi  | 

تعیین وزن مولکولی گازها

·       تعیین وزن مولکولی گازها

شرح آزمایش

ابتدا ۰.۵ گرم منگنز دی اکسید را با نمونه پتاسیم کلرات آماده می کنیم و آن را در لوله آزمایش کاملا خشک می ریزیم و بطور دقیق آن را وزن می کنیم.

یک استوانه ۵۰۰ میلی لیتری را از آب پر می کنیم،سپس آن را روی چوب پنبه بر می گردانیم به نحوی که حباب هوا وارد آن نشود.دستگاه را مطابق شکل پایین قرار می دهیم و در ادامه آن را حرارت می دهیم .در این حال واکنش تجزیه پتاسیم کلرید آغاز می شود و گاز O۲ حاصل در استوانه جمع می شود.حرارت را تا جایی ادامه می دهیم که تغییری در حجم استوانه ایجاد نشود.

پس از اتمام آزمابش و سرد شدن لوله آزمایش،لوله را وزن می کنیم.اختلاف وزن اولیه و ثانویه(قبل و بعد از حرارت)مقدار وزن اکسیژن حاصل خواهد بود.(m)

 

(۱)                                        (P V = P۰V۰ (۱+αt

 

(۲)                                       M                   ۲۲۴۰۰

m                     V۰

* بااستفاده از رابطه (۱) می توان حجم گاز O۲ در شرایط متعارفی را بدست آورد.

* با استفاده از تناسب رابطه (۲) جرم ملکولی O۲ را تعیین می کنیم.(m جرم مولکولی و مجهول تناسب بالاست.)

* منگنز دی اکسد تنها نقش کاتالیزی داشته و باعث تجزیه پتاسیم کلرات می شود.در صورت عدم استفاده از کاتالیزگر دمای واکنش باید تا ۴۰۰ درجه سانتی گراد افزایش یابد.

هدف: تعیین وزن مولکولی جسم فرار در حالت بخار به روش دوما به کمک معادله حالت

گازهای کامل

تئوری : بر طبق معادله گازهای کامل ارتباط بین فشار، حجم و درجه حرارت به صورت زیر

است

P

M PRT

PV nRT

=

=

جرم مولکولی M چگالی و P ، تعداد مول ها n ، دمای آن T ، حجم گاز V ، فشار P به طوری که

گاز می باشد هر چند هیچ گازی از معادله گازهای ایده آل پیروی نمی کند ولی خیلی از گازها در

فشار یک اتمسفر یا کمتر از آن از این رابطه با تقریب خوبی پیروی م یکنند.

در روش دوما وزن گازی که در درجه حرارت 20 تا 40 درجه بالاتر از نقطه جوش

جسم فرار در فشار اتمسفر و حجم ثابت در یک حباب قرار دارد، اندازه می گیرند. مقادیر لازم

عبارتند از فشار بارومتر درجه حرارت بخار و وزن حباب که با هوا ، بخار ماده و آب پر شده

است.

محلول سازی یکی از ابتدایی ترین کارهای در ازمایشگاه است که لازمه هر کار ازمایشگاهی است به همین جهت در این جا روش های ساده ومختصری در مورد محلول سازی در ازمایشگاه برای شما جمع اوری کرده ام و امیدوارم که مورد استفاده قرار گیرد.

·       محلول سازی از محلول های غلیظ ازمایشگاه

معمولا در ازمایشگاه محلول ها به صورت غلیظ و با درصد خلوص مشخص و استانداردی وجود دارد و برای تهیه محلول های رقیق تر باید از ان ها استفاده کرد.

برای این کار از روابط رقیق سازی استفاده می کنیم :

در رابطه بالا نیاز است که نرمالیته یا مولاریته محلول غلیظ موجود در ازمایشگاه را تعیین کنیم.

برای تعیین نرمالیته از فرمول زیر استفاده می کنیم :
نرمالیته محلول غلیظ را بدست اوردیم. در رابطه اول فقط حجم محلول غلیظ ( v2 ) مجهول است که محاسبه می شود و فقط کافی است این مقدار (v1)را از محلول غلیظ برداشته و به حجم مورد نظر ( v2 ) برسانیم.

برای تعیین نرمالیته و مولاریته محلول های ازمایشگاهی می توانید از جدول زیر استفاده کنید. که در این صورت فقط به رابطه اول نیاز خواهید داشت.

مثال :
100cc محلول اسید سولفوریک 2N تهیه کنید ؟

اطلاعاتی نظیر دانسیته , درصد خلوص , جرم مولکولی و ... را می توانید از برچسب روی ظرف محلول بدست اورید.

مقدار 5.43cc از محلول غلیظ اسید سولفوریک برداشته و به حجم 100cc برسانید. ( در بالون ژوژه 100cc )

تذکر : در مورد اسید های غلیظ و قوی مثل اسید سولفوریک همیشه اسید را به اب اضافه می کنیم. ( قبل از اضافه کردن اسید مقداری  اب مقطر در بالون بریزید و سپس اسید را اضافه کنید. )

 

·       محلول سازی از مواد جامد ازمایشگاه

برای محلول سازی از مواد جامد ازمایشگاه از رابطه زیر استفاده کنید :

فقط کافی است مقدار ماده جامد بدست امده را در مقداری اب مقطر حل کرده و به حجم مورد نظر برسانید.

مثال :

50cc محلول یک نرمال یدید پتاسیم تهیه کنید؟

(جرم مولکولی یدید پتاسیم : 166grگرم )

اگر دقیقا 3.32gr از یدید پتاسیم را در 50cc اب مقطر حل کنیم محلول یک نرمال بدست خواهد امد.

تذکر : در مورد برخی مواد جامد که رطوبت جذب می کنند باید دقت شود که از فرمول نوشته شده بر روی برچسب ظرف ماده جرم مولکولی محاسبه شود . مثلا BaCl2 . 2H2O به جرم مولکولی ان دو ملکول اب ( 36gr ) اضافه شده است که باید در محاسبات لحاظ شود.

·       تهیه چند محلول دیگر :

100cc محلول استات سدیم 10% ( وزنی - حجمی ) تهیه کنید؟

استات سدیم جامد است و در مورد جامدات فقط کافی است مقدار 10 گرم استات سرب را وزن کرده و به حجم 100cc برسانید.(واضح است که اگر 200ccمحلول بخواهیم باید 20gr گرم را در 200cc حل کنیم.)

محلول 2:1  ( دو به یک ) اتانول تهیه کنید؟

یعنی به ازای یک سی سی اتانول دو سی سی اب مقطر اضافه کنید.

۱۰۰cc محلول اسید کلریدریک %25 از اسید کلریدریک غیظ %37 بسازید.

برای این کار طبق روش زیر محاسبه کنید و به اندازه مقدار بدست امده از محلول غلیظ برداشته و با اب مقطر به حجم مورد نظر برسانید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 6:40 PM  توسط mahdi rahimi  | 

تاریخچه عناصر شیمیایی

 

 

 

·       تاریخچه عناصر شیمیایی

در یونان قدیم و در سده پنجم بیش از میلاد ، عده‌ای از فیلسوفان آب را مادة‌المواد پنداشته، گروهی هم آتش و عده ای هم هوا را منشاء همه اجسام در طبیعت می‌دانستند. در پایان سده پنجم پیش از میلاد ، "امپیدوکل" ، فرضیه پیشینیان خود را در یک فرضیه جمع‌آوری و به آن عنصر خاک را نیز اضافه کرد و فرضیه چهار عنصر شناخته گردید که هر کدام دارای یک خاصیت معین می‌باشند و این خواص قابل تبدیل به یکدیگرند.

"ارسطو" (384-322 پیش از میلاد) که نفوذ زیادی در سایر فلاسفه بعدی خود داشت، معتقد بود که تمام مواد از عناصری ساخته شده‌اند که این عناصر ، ازلی و قدیم‌اند، نه از عدم بوجود می‌آیند و نه معدوم می‌شوند و کمیت آنها در طبیعت تغییر ناپذیر است. به عقیده او ماده اولیه دارای چهار خاصیت است که دو به دو در برابر هم و به صورت زوج متضاد قرار گرفته‌اند. این چهار ماده عبارتند از: گرمی ، سردی ، خشکی و رطوبت. تفاوت مواد ، وابسته به مقدار ترکیبی آن از هر یک از این چهار عنصر و نسبت آنها می‌باشد. ترکیب دو زوج خاصیت توسط ارسطو ، او را سرانجام با امپیدوکل در مکتب چهار عنصر همراه ساخت که خاک ، آب ، آتش و هوا باشد.

در قرون وسطی ، کیمیاگران روشی را برای تشخیص عناصر ساده از اجسام پیچیده نداشتند و تنها چند
فلز را می‌شناختند، مانند آرسنیک ، قلع و غیره. کیمیاگران سده‌های میانی ، شمار عناصر را برابر با 7 سیاره می‌دانستند: مس ، آهن ، نقره ، طلا ، قلع ، سرب ، گوگرد و جیوه. گوگرد را پدر عناصر و جیوه را مادر آنها می‌دانستند.

با پیشرفت دانش در سده‌های اخیر ، کم‌کم ماهیت عناصر روشن گردید، مواد گوناگون در دست
تجزیه و ترکیب قرار گرفت و عناصر شیمیایی ، ابتدا بطور مجزا و جدا از هم مورد مطالعه قرار گرفتند و سپس بعدها پیوند و بستگی کامل آنها در جدول پریود ( جدول مندلیف ) منعکس گردید. با پیشرفت علم ، نحوه پیوستگی این جدول نیز کاملتر و دقیق‌تر شد که در ذیل به شرح آنها می‌پردازیم.

·       اولین طبقه بندی عناصر شیمیایی

در 1829 ، شیمیدان آلمانی "دوبراینر" ، نتیجه مطالعات خود را در طبقه‌بندی عناصر برحسب خواص شیمیایی مشابه آنها منتشر کرد و استنباط کرد که می‌توان عناصری را که دارای خواص مشابه هستند، به دسته‌های سه‌تایی تقسیم کرد که در این صورت وزن اتمی یکی از آنها معدل وزنهای اتمی دو تای دیگر است. مثلا وزن اتمی لیتیم ، سدیم و پتاسیم ، به‌ترتیب 7 ، 23 و 39 است. از روی وزن اتمی لیتیم و پتاسیم می‌توان وزن اتمی سدیم را به صورت زیر بدست آورد:



دوبراینر ، این گروهها را تریاد یا گروههای سه گانه نامید. لیکن در میان همه عناصری که در آن زمان شناخته شده بود، وی تنها به کشف چهار گروه سه گانه یا چهار تریاد موفق گردید.

·       مطالعات و بررسیهای انجام شده پیش از مندلیف

در سال 1862 ، "Dechancourtoi" ،‌ عناصر را به ترتیب وزن اتمی ، بوسیله نقاطی روی یک مارپیچ نمایش داد. بطوری‌که اختلاف اوزان اتمی برای دو نقطه که فاصله یک حلقه روی مارپیچ داشتند، 16 بود و سعی کرد که تشابه خواص یک گروه را از روی ارتباط هندسی بین نقاط مارپیچ نمایش دهد. مثلا کلر ، برم و ید ، بوسیله نقاط واقع در یک خط نمایش داده شدند؛ ولی متاسفانه کارش مورد توجه واقع نگردید.

در سال 1863 ، "نیولندز" ، دانشمند انگلیسی ، عناصر را به ترتیب افزایش وزن اتمی تنظیم کرد و بدین نکته پی برد که هر هشت عنصر از هر کجا که شروع می‌شود، مانند نت هشتم در موسیقی تقریبا خواص عنصر نخستین را تکرار می‌کند. این رابطه را قانون اکتاوها نامید. سه اکتاو نخستین نیولندز برای نشان دادن سیستم او در زیر آورده می‌شود:

O

N

C

B

Be

Li

H

S

P

Si

Al

Mg

Na

F

Fe

Mn

Ti

Cr

Ca

K

Cl


این سیستم ، تناقضات زیادی را دربر داشت، لیکن بر پایه این فرضیه صحیح نهاده شده بود که خواص عناصر برحسب پریودی معین ، با افزایش وزن اتمی تغییر می‌کنند.

سال بعد ، "Lother- Mayer" جدول شامل بعضی عناصر شیمیایی که برحسب ظرفیت آنها به شش گروه تقسیم شده بود، منتشر کرد. Mayer با توجه به اینکه اختلاف میان وزن اتمی عناصر متوالی در هر گروه ، پایداری معینی را نشان می‌دهد، نوشته خود را بدین مضمون پایان داد: « شکی نیست که میان ارزش عددی و وزنهای اتمی رابطه معینی وجود دارد. » لیکن مایر نتیجه‌های قطعی‌تری درباره ماهیت و اهمیت این رابطه بدست نیاورد.

"
مندلیف" (Dmitri Mandeleew) روی جدول تنظیمی خود 20 سال کار کرد تا توانست در سال 1868 آنرا عرضه کند و در مارس 1869 اولین گزارش مختصر خود راجع به قانون پریود به انجمن شیمی _ فیزیک پترزبورگ تقدیم داشت.

·       قانون تناوبی مندلیف

کشف مهم مندلیف که شاهکار تحقیقات علمی اوست، این بود که متوجه شد خواص قابل اندازه گیری عناصر با افزایش اوزان اتمی ترقی یا تنزل نمی‌کند، بلکه این تغییرات ، تناوب دارد و بطور متناوب گاهی صعودی و گاهی نزولی است. مندلیف برای اینکه عناصر مشابه را زیر یکدیگر قرار دهد، ناچار شد برای برخی عناصر کشف نشده در آن زمان ، در جدول خود جای خالی بگذارد و او توانست خواص سه عنصر ناشناخته را پیش بینی نماید.

با کشف
گالیم در سال 1875 توسط "de.Bosibaudran" فرانسوی ، اسکاندیم توسط Larnilson سوئدی در سال 1879 و ژرمانیم توسط Clemenswinkler آلمانی در سال 1885 ، پیشگویی‌های مندلیف تائید گردید و سیستم تناوبی ، جایگاهی مناسب یافت. مندلیف وجود گازهای نجیب (Ra , Xe , Kr , Ar , Ne , He ) را پیش بینی نکرد، اما در هر حال پس از کشف این عناصر در سالهای 1898-1892 ، عناصر مزبور به سهولت در گروه خود در جدول جا داده شدند.

درست ماندن جدول تناوبی ایجاب می‌کرد که سه عنصر I , Ni , K در محلی غیر از آنکه ترتیب افزایش وزن اتمی حکم می‌کرد، قرار داده شوند. مثلا
ید ، بر اساس وزن اتمی باید عنصر شماره 52 باشد، اما برای قرار گرفتن در گروه عناصر به لحاظ شیمیایی ، مشابه Br , Cl , F ، عنصر شماره 53 در نظر گرفته شد. مطالعه بعدی طبقه‌بندی تناوبی ، بسیاری از شیمیدانها را متقاعد ساخت که خاصیت بنیادی دیگر جز وزن اتمی موجب پیدایش خاصیت مشهود تناوبی است. پیشنهاد شد که این خاصیت بنیادی به نحوی با عدد اتمی مرتبط است.

شایان ذکر است که در زمان مندلیف ، تنها 62 عنصر شناخته شده بود و اوزان اتمی آنها با روشهای غیر دقیق تعیین گردیده بود و از خواص آنها اطلاعات کمتری در دست قرار داشت و در چنین شرایطی ، مندلیف توانست رابطه و تشابه بین گروهی از عناصر مختلف را درک کند.

·       قانون تناوبی موزلی

"هنری موزلی" Henry G.J.Mosley در سالهای 1913 و 1914 مشکل فوق را حل کرد؛ او توانست با بررسی طیف پرتو ایکس عناصر ، اهمیت عدد اتمی را نشان دهد و طیف پرتو ایکس سی و هشت عنصر را که اعداد اتمی آنها بین 13 (Al) و 79 (Au) بود، مورد بررسی قرار داد و دریافت که وقتی عناصر به ترتیب افزایش عدد اتمی مرتب شده باشند، ریشه دوم فرکانس خط طیفی از عنصری به عنصر دیگر همیشه به مقدار ثابتی افزایش می‌یابد.

بنابراین موزلی موفق شد که بر پایه طیف خطی پرتو ایکس هر عنصر ، عدد اتمی صحیح آن را تعیین کند و به این ترتیب توانست مشکل طبقه بندی عناصری را حل کند که بر اساس وزن اتمی در جای درست خود قرار نمی‌گرفتند. او همچنین ابراز داشت که بین 58Ce تا 71Lu باید چهارده عنصر وجود وجود داشته باشد و ثابت کرد که این عناصر باید در جدول تناوبی به دنبال لانتان قرار گیرند.

در آن زمان هنوز خانه‌های 43 ، 61 ، 72 ، 75 ، 85 و 87 خالی مانده بود و وجود عناصر احتمالی را که هنوز کشف نشده بود، نشان می‌داد. در سال 1922 ، Hafnium کشف شد که خانه 72 را اشغال کرد. سپس در سال 1925 خانه 75 توسط عنصر Rhenium پر گردید. درباره چهار عنصر باقیمانده باید گفت که با اظهار نظرهای چندی درباره کشف آنها هنوز دلیل قابل اطمینانی بر وجود این عناصر در طبیعت در دست نیست و هر چهار عنصر اخیرا بطور مصنوعی تهیه شده‌اند و این عناصر را
Francium ، Astatine ، Promerhiam ، Technetium نامیدند.

سنجش رقمهای اتمی عناصر ، بوسیله طیف اشعه ایکس از نظر دیگر نیز بسیار اهمیت داشته است. این کار تعیین عدد کلی خانه‌ها را در جدول بین
هیدروژن با عدد اتمی یک و اورانیوم با عدد اتمی 92 که در آن زمان آخرین عضو جدول تناوبی تصور می‌شد، ممکن ساخت و به این ترتیب جدول تناوبی تکامل یافت و با کشف عناصر جدید به تعداد عناصر شناخته شده افزوده گردید تا اینکه جدول تناوبی عناصر به صورت کنونی درآمده است.

 

·       طبقه بندی عناصر در جدول تناوبی

عناصر نماینده

این عناصر گروههای A جدول تناوبی را تشکیل می‌دهند و شامل فلزات و نافلزات هستند. خواص شیمیایی این عناصر بسیار متنوع است. بعضی از آنها دیامغناطیس و برخی دیگر پارامغناطیس هستند، ولی ترکیبات این عناصر معمولا دیامغناطیس و بی‌رنگ‌اند. در این عناصر الکترون متمایز کننده ، الکترون s یا p است که به روش بناگذاری به آخرین پوسته الکترونی افزوده می‌شود.

·       عناصر واسطه

این عناصر در گروههای B جدول تناوبی دیده می‌شود. تمام این عناصر فلز بوده ، بیشتر آنها پارامغناطیس‌اند و ترکیبات شدیدا رنگین و پارامغناطیس بوجود می‌آورند. در این عناصر الکترون متمایز کننده که به روش بناگذاری به عنصر پیشین اضافه می‌شود، الکترون d است و به پوسته ماقبل آخر افزوده می‌شود. در عناصر واسطه ، الکترونهای دو پوسته آخری در واکنشهای شیمیایی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

·       عناصر واسطه داخلی

این عناصر در پایین جدول تناوبی دیده می‌شوند، اما در واقع باید در تناوبهای ششم و هفتم به دنبال عناصر گروه IIIB قرار گیرند. 14 عنصری که در تناوب ششم بعد از لانتان قرار دارند، سری لانتانیدها نامیده می‌شوند. در تناوب هفتم ، دسته‌ای که به دنبال اکتنیم قرار می‌گیرند، سری اکتینیدها خوانده شده‌اند. در این دسته از عناصر ، الکترونهای متمایز کننده از نوع f بوده ، در پوسته فرعی f واقع در پوسته زیر ماقبل آخر قرار می‌گیرند. تمام عناصر واسطه درونی ، فلز هستند. این عناصر پارامغناطیس‌اند و ترکیبات آنها نیز رنگین و پارامغناطیس می‌باشند.

·       گازهای نجیب

در جدول تناوبی ، گازهای نجیب در انتهای هر تناوب جای دارند. این عناصر گازهای بی‌رنگ ، تک اتمی ، دیامغناطیس و از نظر شیمیایی غیر فعال‌اند. بجز هلیم (که آرایش الکترونی دارد) ، تمام گازهای نجیب آرایش الکترونی بیرونی که نظمی بسیار پایدار است، دارند.

پيدايش شيمي جديد  : شيمي جديد كه در اواخر سده هيجدهم ظاهر شده است، طي صدها سال ، توسعه يافته است. داستان توسعه شيمي را تقريبا به پنج دوره مي‌توان تقسيم كرد:

 

1)   
فنون عملي
اين فنون تا 600 سال قبل از ميلاد مسيح رايج بوده است. توليد فلز از كانه‌ها ، سفالگري ، تخمير ، پخت و پز ، تهيه رنگ و دارو فنوني باستاني است. شواهد باستان شناسي ثابت مي‌كند كه ساكنان مصر باستان و بين‌النهرين در اين حرفه‌ها مهارت داشته‌اند. ولي چگونه و چه وقت اين حرفه‌ها براي نخستين بار پيدا شده‌اند، معلوم نيست.

در اين دوره ، فنون مذكور كه در واقع فرايندهاي شيميايي هستند، توسعه بسيار يافته‌اند. اما اين توسعه و پيشرفت ، تجربي بوده است، بدين معني كه مبناي آن تنها تجربه عملي بوده، بدون آنكه تكيه گاهي بر اصول شيميايي داشته باشد. فلزكاران مصري مي‌دانستند كه چگونه از گرم كردن كانه مالاشيت با زغال ، مس بدست آورند، ولي نمي‌دانستند و در صدد دانستن آن هم نبودند كه چرا اين فرايند موثر واقع مي‌شود و آنچه در آتش صورت مي‌گيرد، واقعا چيست؟

2)   
نظريه‌هاي يوناني
اين نظريه‌ها از 600 تا 300 سال قبل از ميلاد عنوان شدند. جنبه فلسفي يا جنبه نظري شيمي حدود 600 سال قبل از ميلاد در يونان باستان آغاز شد. اساس علم يوناني ، جستجوي اصولي بود كه از طريق آن ادراكي از طبيعت حاصل شود. دو نظريه يوناني در سده‌هاي واپسين اهميت فراوان يافت:



اين مفهوم كه تمام مواد موجود در زمين ، تركيبي از چهار عنصر (خاك ، باد ، آتش و آب) است، به نسبتهاي گوناگون ، از انديشه‌هاي فيلسوفان يوناني اين دوره نشات يافته است.


اين نظريه كه ماده از آحاد مجزا و جدا از همي به نام اتم تركيب يافته است، بوسيله لوسيپوس پيشنهاد شد و دموكرتيس آن را در سده پنجم ق.م. توسعه داد.

نظريه افلاطون اين بود كه اتمهاي يك عنصر از لحاظ شكل با اتمهاي عنصر ديگر تفاوت دارد. علاوه بر اين ، او باور داشت كه اتم‌هاي يك عنصر مي‌توانند با تغيير شكل به اتمهايي از نوع ديگر تغيير يابند يا استحاله پيدا كنند. مفهوم استحاله در نظريه‌هاي ارسطو نيز منعكس است.

ارسطو (كه به وجود اتمها معتقد نبود) مي‌گفت كه عناصر و بنابراين تمام مواد از ماده اوليه يكساني تركيب يافته‌اند و تفاوت آنها فقط از لحاظ صورتهايي است كه اين ماده اوليه به خود مي‌گيرد. به نظر ارسطو ، صورت ماده نه تنها شكل ، بلكه كيفيتها (از لحاظ رنگ ، سختي و غيره) را نيز دربر مي‌گيرد و همين صورت است كه ماده‌اي را از ماده ديگر متمايز مي‌كند. او مي‌گفت كه تغيير صورت پيوسته در طبيعت صورت مي‌گيرد و تمام اشياي مادي (جاندار و بي جان) از صورتهاي نابالغ به صورتهاي بالغ رشد و تكامل مي‌يابند.

در سراسر قرون وسطي باور اين بود كه كاني‌ها رشد مي‌كنند و هرگاه كانيها از معادن استخراج شوند، معادن بار ديگر از كانيها پر مي‌شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 6:39 PM  توسط mahdi rahimi  | 

آووگادرو

·        «آووگادرو» با استفاده از قانون فاراده که مقدار الکتريسيته لازم ...

«آووگادرو» با استفاده از قانون فاراده که مقدار الکتريسيته لازم را براي آزاد کردن يک يون گرم +H 96487 کولن به دست آورده بود و با استفاده از بار الکترون، اين عدد حاصل شد؛ زيرا 96487 کولن الکتريسيته براي آزاد کردن يک مول الکترون مصرف مي شود.

·        نکاتی درباره اين عدد

شيميدان ها هميشه از عدد آووگادرو استفاده مي كنند؛ زيرا هر شيميدان بر اهميت اين عدد واقف است و مي داند كه به چه كار مي آيد. آيا تا به حال به اين فكر كرده ايد كه:

_ اين عدد از كجا آمده است؟
_ آيا آووگادرو خودش همه محاسبات را انجام داد؟
_ ممكن است اين عدد، قرار دادي باشد؟
_ چگونه آن را اندازه گيري كردند؟

·        براي پاسخ به این پرسش ها، این مقاله را بخوانید:
«آماده ئوآووگادرو» (Amadeo Avogadro) (1856-1776) صاحب فرضيه آووگادرو در سال 1811 فردی است كه به همراه «استانيس لائو» (Stanislao Cannizaro) [صاحب قانون «گاي لوساك» (Gay-Lussac’s)] همه شبهات مربوط به مقياس وزن اتمي را در كنفرانس «كارلسروهه» (Karlsruhe) به ظرافت تمام از ميان برداشت.
بله عدد آووگادرو نامی است كه به افتخار محاسبه تعداد اتم ها، ملكول ها و ... موجود در هر گرم مول از هر ماده شيميايي به او داده شد؛ البته گفتنی است چنانچه واحد جرم را عوض کنید (برای نمونه، پوند مول بگيريد) مقدار عدد آووگادرو ديگر 6.022 ضرب در 10 به توان 23 نخواهد بود.
نخستین كسي كه تعداد مولكول هاي جرمي مواد را محاسبه کرد، «جوزف لاشميت» (Loschmidt Joser) (1895-1821)، دبير يكي از دبيرستان هاي استراليا بود.
وي در سال 1865 با استفاده از نظریه جديد جنبش مولكولي (KMT) تعداد مولكول هاي موجود در هر سانتي مترمكعب از ماده گازي شكل را با شرايط متعارفي دما و فشار محاسبه کرد و مقدار آن را 6.022 ضرب در 10 به توان 23 به دست آورد. به طور معمول، اين عدد را «ثابت لاشميتز» مي نامند.

·        براي نخستین بار چه وقت عدد آووگادرو به كار رفت؟

به نظر مي رسد كه نخستین بار در سال 1909 و در مقاله اي به نام «حركت برآوني و واقعيت مولكولي» (Movement and Molecular Reality) كه به قلم «جين باپتيس جين پرين» نوشته شد، به کار رفت. اين مقاله را «فردیک سودی» (Fredric Soddy) از فرانسه به انگليسي ترجمه کرد و اكنون نيز در دسترس است.
«پرين» همان كسي است كه در سال 1926 جايزه نوبل فيزيك را به واسطه كار بر روي عدم پيوستگي ساختار ماده و بخصوص كشف «تعادل ته نشيني» (sedimentation equilibrium)، از آن خود کرد.
نام پرين براي بسياري از كساني كه با محاسبات ديناميك مولكولي سر و كار دارند، آشناست؛ زيرا بسياري از اين روش ها را وي توسعه داد.
در مقاله پرين، وی گفت كه: اين عدد ثابت N، ثابتي جهاني است كه بهتر است آن را ثابت آووگادرو در نظر بگيريم.
در مراسم اهدای جايزه نوبل در سال 1926 درباره كار پرين گفته شد: شايد بتوان گفت كه در اين كار - كه آن را خلاصه کرده ايم - پرين به طور غيرمستقيم به وجود مولكول ها اشاره کرده است؛ همان طوری كه از مشاهده مستقيم درك مي كنيم، ذرات ميكروسكوپي موجود در مايع، هيچ گاه در حال استراحت نيستند. آنها پیوسته در حال حركت اند؛ حتي در شرايط كامل تعادل بيروني، دماي ثابت و …
تنها توضيح انكارناپذير براي اين پديده، انتساب حركت ذرات به شوك هاي توليدي مولكول آن مايع است.
«انیشتين» نظریه رياضي اين پديده را در گذشته بیان کرده بود؛ نخستین دليل تجربي اين نظریه را فيزيكدان آلماني «سديگ» (Seddig) بيان کرد.
پس از وي، دو دانشمند دیگر، همزمان بر روي اين مسئله كار كردند: «پرين» و «ودبرگ» (Svedberg) که ما تنها پرين را معرفی می کنیم.
اندازه گيري هاي او بر روي حركت برآوني نشان داد كه نظریه انیشتين صحیح است؛ اگر چه اين اندازه گيري ها مقدار جديدي را براي عدد آووگادرو مطرح کرد.
توليد ضربه هاي مولكولي هم سبب حركت رو به جلو ذرات در مايع مي شود و هم سبب چرخش آنها می شود.
نظریه اين چرخش را انيشتين بيان کرده بود، ولي اندازه گيري اين چرخش را پرين انجام داد. وی در حال اندازه گيري بود كه به عدد جديدي براي آووگادرو دست يافت. نتايج اين تحقيقات چيست؟ در دو گرم هيدروژن چند مولكول وجود دارد؟
كارهاي انیشتين و پرين گام هاي اوليه در راه شناخت ماهيت مولكول هايي است كه حتي تا پيش از سال 1900 ناشناخته بود و عدد آووگادرو مقداري داشت كه بايد به طور تجربي اندازه گيري مي شد.
در ادامه كار «لاشميتز» و «پرين»، بسياري از دانشمندان با استفاده از روش هاي گوناگون براي رسيدن به مقدار دقيقی از تعداد مولكولهاي موجود در هر مول ماده بسیار تلاش کردند، ولي تا سال 1933 به قطعيت مناسبي دست نيافتند.
در مقاله «ويرگو» - فيزيكداني در دانشگاه شفيلد انگلستان – به نام «Loschmidt's Number» که در سال 1933 چاپ شد، آمده است: اين عدد كه پیوسته از آن به نام عدد آووگادرو ياد مي شود، بيان ديگري از عدد لاشميتز است كه همان تعداد مولكولهاي موجود در هر سانتي مترمكعب را از گاز در شرايط استاندارد دارد.
متأسفانه اين تعابير بیشتر ناپايدارند. فرضيه مهم آووگادرو در شناسايي تعداد مولكول هاي گازهاي گوناگون در حجم معين (با فشار و دماي يكسان) در سال 1811 فرموله شد؛ بنابر این، با نام وي درآميخت؛ اما آووگادرو تخمين كمي از آنها را بیان نکرد.
نخستین تخمين واقعي از تعداد مولكول هاي موجود در هر سانتي مترمكعب از گاز، با شرايط استاندارد، در سال 1865 و به دست لاشميتز زده شد و از اين زمان بود كه تعداد مولكول ها (اتم ها) در هر گرم مولكول (اتم) ارزيابي شد؛ البته بر اساس بیشتر متون علمي آلماني، از نظر كميتي چنان برمي آيد كه به جاي عدد لاشميتز بر سانتي مترمكعب بايد گفت: عدد لاشميتز بر مولكول (اتم) گرم.
بنابر این، تا سال 1933 نظريه روشني درباره نام این عدد نبود. «ويرجو» ادامه مي دهد كه: در آن سال 8 نام براي كشف مقدار واقعي اين عدد ساخته شده بود؛ زيرا اين عدد پايه ثابت اتمي است كه باحتمال مقدار آن مهمترين مطلب در فيزيك اتمي است.
جديدترين مقدار براي آنچه ما امروزه آن را عدد آووگادرو مي ناميم، پراش پرتو ايكسي است كه در فاصله شبكه اي فلزات و نمك ها سنجيده مي شود.
در مقاله ويرجو، كوشش هايي را كه وي پيش از اين در استفاده با اين روش انجام داد، بیان کرده است.
در كتاب هاي نوين شيمي عمومي نتايج متأثر از اين روش ها بیان شده است. برای نمون، از داده هاي حاصل از اشعه ايكس، فرد مي تواند معين كند كه تيتانيوم (TI) ساختماني با هسته مركزي مكعب شكل - يعني دو اتم تيتان براي هر سلول - دارد و طول هر گوشه آن 330.6 پيكومتر است.
همچنين، مي توان دريافت كه چگالي فلز تيتان 4.401 گرم بر سانتي مترمكعب است. تعداد مولكول هاي تيتان در هر مول از آن 47.88 گرم است.

«آووگادرو» با استفاده از قانون فاراده که مقدار الکتريسيته لازم ...

«آووگادرو» با استفاده از قانون فاراده که مقدار الکتريسيته لازم را براي آزاد کردن يک يون گرم +H 96487 کولن به دست آورده بود و با استفاده از بار الکترون، اين عدد حاصل شد؛ زيرا 96487 کولن الکتريسيته براي آزاد کردن يک مول الکترون مصرف مي شود.

نکاتی درباره اين عدد

شيميدان ها هميشه از عدد آووگادرو استفاده مي كنند؛ زيرا هر شيميدان بر اهميت اين عدد واقف است و مي داند كه به چه كار مي آيد. آيا تا به حال به اين فكر كرده ايد كه:

_ اين عدد از كجا آمده است؟
_ آيا آووگادرو خودش همه محاسبات را انجام داد؟
_ ممكن است اين عدد، قرار دادي باشد؟
_ چگونه آن را اندازه گيري كردند؟

·        براي پاسخ به این پرسش ها، این مقاله را بخوانید
«آماده ئوآووگادرو» (Amadeo Avogadro) (1856-1776) صاحب فرضيه آووگادرو در سال 1811 فردی است كه به همراه «استانيس لائو» (Stanislao Cannizaro) [صاحب قانون «گاي لوساك» (Gay-Lussac’s)] همه شبهات مربوط به مقياس وزن اتمي را در كنفرانس «كارلسروهه» (Karlsruhe) به ظرافت تمام از ميان برداشت.
بله عدد آووگادرو نامی است كه به افتخار محاسبه تعداد اتم ها، ملكول ها و ... موجود در هر گرم مول از هر ماده شيميايي به او داده شد؛ البته گفتنی است چنانچه واحد جرم را عوض کنید (برای نمونه، پوند مول بگيريد) مقدار عدد آووگادرو ديگر 6.022 ضرب در 10 به توان 23 نخواهد بود.
نخستین كسي كه تعداد مولكول هاي جرمي مواد را محاسبه کرد، «جوزف لاشميت» (Loschmidt Joser) (1895-1821)، دبير يكي از دبيرستان هاي استراليا بود.
وي در سال 1865 با استفاده از نظریه جديد جنبش مولكولي (KMT) تعداد مولكول هاي موجود در هر سانتي مترمكعب از ماده گازي شكل را با شرايط متعارفي دما و فشار محاسبه کرد و مقدار آن را 6.022 ضرب در 10 به توان 23 به دست آورد. به طور معمول، اين عدد را «ثابت لاشميتز» مي نامند.

براي نخستین بار چه وقت عدد آووگادرو به كار رفت؟

به نظر مي رسد كه نخستین بار در سال 1909 و در مقاله اي به نام «حركت برآوني و واقعيت مولكولي» (Movement and Molecular Reality) كه به قلم «جين باپتيس جين پرين» نوشته شد، به کار رفت. اين مقاله را «فردیک سودی» (Fredric Soddy) از فرانسه به انگليسي ترجمه کرد و اكنون نيز در دسترس است.
«پرين» همان كسي است كه در سال 1926 جايزه نوبل فيزيك را به واسطه كار بر روي عدم پيوستگي ساختار ماده و بخصوص كشف «تعادل ته نشيني» (sedimentation equilibrium)، از آن خود کرد.
نام پرين براي بسياري از كساني كه با محاسبات ديناميك مولكولي سر و كار دارند، آشناست؛ زيرا بسياري از اين روش ها را وي توسعه داد.
در مقاله پرين، وی گفت كه: اين عدد ثابت N، ثابتي جهاني است كه بهتر است آن را ثابت آووگادرو در نظر بگيريم.
در مراسم اهدای جايزه نوبل در سال 1926 درباره كار پرين گفته شد: شايد بتوان گفت كه در اين كار - كه آن را خلاصه کرده ايم - پرين به طور غيرمستقيم به وجود مولكول ها اشاره کرده است؛ همان طوری كه از مشاهده مستقيم درك مي كنيم، ذرات ميكروسكوپي موجود در مايع، هيچ گاه در حال استراحت نيستند. آنها پیوسته در حال حركت اند؛ حتي در شرايط كامل تعادل بيروني، دماي ثابت و …
تنها توضيح انكارناپذير براي اين پديده، انتساب حركت ذرات به شوك هاي توليدي مولكول آن مايع است.
«انیشتين» نظریه رياضي اين پديده را در گذشته بیان کرده بود؛ نخستین دليل تجربي اين نظریه را فيزيكدان آلماني «سديگ» (Seddig) بيان کرد.
پس از وي، دو دانشمند دیگر، همزمان بر روي اين مسئله كار كردند: «پرين» و «ودبرگ» (Svedberg) که ما تنها پرين را معرفی می کنیم.
اندازه گيري هاي او بر روي حركت برآوني نشان داد كه نظریه انیشتين صحیح است؛ اگر چه اين اندازه گيري ها مقدار جديدي را براي عدد آووگادرو مطرح کرد.
توليد ضربه هاي مولكولي هم سبب حركت رو به جلو ذرات در مايع مي شود و هم سبب چرخش آنها می شود.
نظریه اين چرخش را انيشتين بيان کرده بود، ولي اندازه گيري اين چرخش را پرين انجام داد. وی در حال اندازه گيري بود كه به عدد جديدي براي آووگادرو دست يافت. نتايج اين تحقيقات چيست؟ در دو گرم هيدروژن چند مولكول وجود دارد؟
كارهاي انیشتين و پرين گام هاي اوليه در راه شناخت ماهيت مولكول هايي است كه حتي تا پيش از سال 1900 ناشناخته بود و عدد آووگادرو مقداري داشت كه بايد به طور تجربي اندازه گيري مي شد.
در ادامه كار «لاشميتز» و «پرين»، بسياري از دانشمندان با استفاده از روش هاي گوناگون براي رسيدن به مقدار دقيقی از تعداد مولكولهاي موجود در هر مول ماده بسیار تلاش کردند، ولي تا سال 1933 به قطعيت مناسبي دست نيافتند.
در مقاله «ويرگو» - فيزيكداني در دانشگاه شفيلد انگلستان – به نام «Loschmidt's Number» که در سال 1933 چاپ شد، آمده است: اين عدد كه پیوسته از آن به نام عدد آووگادرو ياد مي شود، بيان ديگري از عدد لاشميتز است كه همان تعداد مولكولهاي موجود در هر سانتي مترمكعب را از گاز در شرايط استاندارد دارد.
متأسفانه اين تعابير بیشتر ناپايدارند. فرضيه مهم آووگادرو در شناسايي تعداد مولكول هاي گازهاي گوناگون در حجم معين (با فشار و دماي يكسان) در سال 1811 فرموله شد؛ بنابر این، با نام وي درآميخت؛ اما آووگادرو تخمين كمي از آنها را بیان نکرد.
نخستین تخمين واقعي از تعداد مولكول هاي موجود در هر سانتي مترمكعب از گاز، با شرايط استاندارد، در سال 1865 و به دست لاشميتز زده شد و از اين زمان بود كه تعداد مولكول ها (اتم ها) در هر گرم مولكول (اتم) ارزيابي شد؛ البته بر اساس بیشتر متون علمي آلماني، از نظر كميتي چنان برمي آيد كه به جاي عدد لاشميتز بر سانتي مترمكعب بايد گفت: عدد لاشميتز بر مولكول (اتم) گرم.
بنابر این، تا سال 1933 نظريه روشني درباره نام این عدد نبود. «ويرجو» ادامه مي دهد كه: در آن سال 8 نام براي كشف مقدار واقعي اين عدد ساخته شده بود؛ زيرا اين عدد پايه ثابت اتمي است كه باحتمال مقدار آن مهمترين مطلب در فيزيك اتمي است.
جديدترين مقدار براي آنچه ما امروزه آن را عدد آووگادرو مي ناميم، پراش پرتو ايكسي است كه در فاصله شبكه اي فلزات و نمك ها سنجيده مي شود.
در مقاله ويرجو، كوشش هايي را كه وي پيش از اين در استفاده با اين روش انجام داد، بیان کرده است.
در كتاب هاي نوين شيمي عمومي نتايج متأثر از اين روش ها بیان شده است. برای نمون، از داده هاي حاصل از اشعه ايكس، فرد مي تواند معين كند كه تيتانيوم (TI) ساختماني با هسته مركزي مكعب شكل - يعني دو اتم تيتان براي هر سلول - دارد و طول هر گوشه آن 330.6 پيكومتر است.
همچنين، مي توان دريافت كه چگالي فلز تيتان 4.401 گرم بر سانتي مترمكعب است. تعداد مولكول هاي تيتان در هر مول از آن 47.88 گرم است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 5:48 PM  توسط mahdi rahimi  | 

·      مقدمه ( تئوری ) :

تهیه ایزومرهای سیس و ترانس کمپلکس های پتاسیم دی اگزالاتو دی آکوا کروماتIII

تئوری:

مولکولها ویون هایی که فرمول شیمیایی یکسان وساختارگسترده متفاوت دارند رانسبت به یکدیگر ایزومر می گویند.یکی از انواع ایزومرهای فضایی ایزومرهندسی است.این نوع ایزومری در ترکیبات کئوردیناسیون از اهمیت بسیاری برخوردار است.ایزومر هندسی ساختارهای فضایی مختلفی دارند.دراین حالت برخی از گروها دریک مولکول یا یون موقعیت های متفاوتی رانسبت به یکدیگراشغال می کنند.این پدیده گاهی ایزومری سیس یا ترانس نیز نامیده می شود.زیرا گروهای مورد نظر نسبت به یکدیگر می توانند موقعیت های مجاور یا مقابل را در اطراف اتم مرکزی اشغال کنند .به عنوان مثال کمپلکس های هشت وجهی ترکیباتی با فرمول Ma4b2وMa3b3 (aوb لیگاندهای یک دندانه هستند)دارای ایزومرهای سیس وترانس زیر می باشند.

 

 

 

ایزومرهای مشابه دیگری نیز وجود دارند که در اثر واکنش با لیگاندهای چنددندانه ای تشکیل می شوند نظیرM(aa)2b2 که در آن aa لیگاند دو دندانه ای است و کمپلکس آن بصورت سیس و ترانس وجود دارد.

 

در آزمایش امروز کمپکس هایی از کروم که دارای ایزومرهای هندسی اند،تهیه ومورد بررسی قرار می گیرند.پایدارترین حالت اکسایش کروم در محلولهای مائی آنها راباید دور از هوا نگه داری کرد.یکی از ترکیبات پایداری کروم(II)،استات کروم است که رنگ قرمز آجری داشته و به صورت یک مولکول دیمر می باشند.

کروم(III)با لیگاندهایی مانند NH3,NO2-,SCN-,CN- و آ»ین های آلی،تعداد زیادی کمپلکس های هشت وجهی تشکیل می دهد کروم در حالت اکسایش  VI در PH بالا به صورت یون زرد رنگ کرومات (CrO42-) ودر PH کم به صورت یون نارنجی دی کرومات(CrO72-) وجود دارد .پتاسیم دی کرومات مشابه پرمنگنات به عنوان یک اکسید کننده در محیط اسیدی بکار می رود.

K2Cr2O7 + 4H2SO4                                                               K2SO4 + CR2(SO4)3 + 4H2O + 3O

در واکنش تبدیل Cr2O72- به Cr3+  هر مولکول K2Cr2O7 ،6 الکترون دریافت می کند.پتاسیم دی کرومات به اندازه پرمنگنات اکسید کننده قدرتمندی نیست ولی آن را بطور خاص تهیه کرد.این ترکیب تادمای ذوب پایدار می ماند.بنابراین یک استاندارد اولیه بسیار عالی است و محلول آبی آن به طور نامحدودی پایدار است.

کمپلکس های کروم با حالت اکسایش III بسیار رایج می باشند به عنوان مثال می توان کمپلکس های اگزالات کروم (III) را که بسیار جالب توجه است نام برد.پتاسیم تری اگزالاتوکرومات (III) تری هیدرات به صورت بلورهای آبی رنگ منو کلینیک بوده که در زیر میکروسکوپ بخوبی قابل تشخیص است.این کمپلکس به علت دارا بودن خاصیت دورنگ نمایی (Dichroism) به رنگ آبی سبز دیده می شود.بعضی از ترکیبات دو طول موج متفاوت نور مرئی را جذب می کنند ودر نور مستقیم رنگ مربوط به هردو طوج موج را نشان می دهد.به این پدیده خاصیت دو رنگ نمایی می گویند.کمپلکس های پتاسیم در اگزالاتودی آکوا کرومات(III)  دو آبه به دو شکل سیس و ترانس وجود دارد که در محلول با هم در تعادل می باشند.حلالیت نمک پتاسیم ایزومر ترانس کمتر از سیس است و می توان با متبلور نمودن در دماهای معمولی آنرا بدست آورد، ولی ایزومر سیس این نمک را می توان در دمایی بالاتر وبا کاهش فوری دما در مجاورت الکل به صورت پودر نرم تهیه نمود . ایزومر سیس به خاطر خاصیت دو رنگ نمایی به رنگ سبز ارغوانی دیده می شود ولی شکل ترانس به رنگ ارغوانی است.

 

 

 

 

·       روش آزمایش تهیه ایزومر ترانس:

در یک بشر 200 میلی لیتر ی 6گرم اگزالیک اسید را در حداقل آب جوش (20 الی 25 میلی لیتر) حل نمایید.سپس به تدریج به آن محلولی از 2گرم در کرومات پتاسیم که در حداقل مقدارآب داغ(10 الی 12.5 میلی لیتر) حل شده است بیفزایید .به علت شدید بودن واکنش باید روی ظرف در ضمن افزایش دی کرومات پتاسیم توسط شیشه ساعت پوشانده شود پس از افزایش تمام دز کرومات پتاسیم محتویات بشر راسرد نموده ومحصول حاصل را به یک ظرف تبلور منتقل کنیدوروی آن را بپوشانیدسپس آنرا برای مدت 48 ساعت به حال خود گذاشته تا حجم آن در اثر تبخیر به 3/1 برسد وبلورها ته نشین شوند(باید توجه داشت که ایزومرهای سیس وترانس موجود در محلول با یکدیگر در حال تعادلند و چون حلالیت ایزومر ترانس از ایزومر سیس کمتر است ،ابتدا ایزومر ترانس ته نشین می شود بنابراین اگر محلول را زیاد غلیظ کنیم بلورهای ایزومر سیس همراه با ایزومر ترانس ته نشین می شود.)بلورها را توسط قیف بوخنر صاف وچندبار با مقدار کمی آب خیلی سرد و سپس الکل شستشو دهید وسرانجام آنرا خشک کنید.

·       روش آزمایش تهیه ایزومر سیس:

مقدار 6گرم اگزالیک اسید دوآبه و2گرم در کرومات پتاسیم را در هاون چیتی بصورت مجزا کاملا پودر نمائید وسپس با یکدیگر مخلوط کنید.مخلوط حاصل راب ه یک ظرف تبخیر یا بشر با سطح مقطع زیاد منتقل کنید.(بهتر است مخلوط در وسط ظرف روی هم انباشته شده وروی ظرف توسط شیشه ساعت پوشانده شود.)پس از مدتی واکنش شروع شده وبه تدریج سریع تر می شود و مایع غلیضی حاصل می گردد به آن 10 میلی لیتر اتانول اضافه کرده وتوسط اسپاتول بهم می زنید تا محصول واکنش جامد گردد.چنانچه عمل جامد شدن به آسانی صورت نگرفت اتانول را سرازیر کرده ومجددا 10 میلی لیتر دیگر اتانول به آن اضافه کنید وهم زدن را ادامه دهید تا سرانجام بلورهای جامد بدست آید سپس بلورها را توسط قیفبوخنر صاف کرده وخشک نمایید.

1-   علت وجود اتانول در ترکیب چیست؟  جذب آب

2-  معدله کلی واکنش پتاسیم دی لگزالاتو دی آکوا کرومات (III)رابنویسید؟

K2Cr2O7 + 7H2C2O4.2H2O                                    2K[Cr(C2O4)2(H2O)2].2H2O +6CO2+13H2O

3-  بهره یا راندمان واکنش را محاسبه کنید؟

ابتدا محدود کننده واضافی را مشخص کنید،سپس گرم محدود کننده را بدست آورید وزن کمپلکس خود را در آزمایشگه پس از خشک شدن حصاب کنید انگاه از فرمول زیر راندمان را محاصبه کنید.

=راندمان = 100×?

4-  گاز های خارج شده چه می باشد؟بخارآب و دی اکسید کربن

(راهنمایی:برای بدست آوردن محدود کننده و اضافی به کتاب شیمی عمومی مراجعه شود.)

 

تهیه پتاسیم تری اگزالات و کرومات

 

 

 

بعد از معرفی اگزالات در مورد علل وقوع واکنش صحبت می کنیم :

ابتدا یک واکنش اکسیداسیون احیا انجام می گیرد . در این واکنش پتاسیم تری اگزالاتو کرومات (III) به عنوان اکسید کننده و یون اگزالات به عنوان احیا کننده عمل می کند . واکنش در محیط اسیدی انجام پذیر است بنابر این به محیط ، اسید اگزالیک اضافه نموده ایم . به دو دلیل از اسید اگزالیک استفاده می کنیم .اولا این که اسید اگزالیک و نمک ، هر دو از یک جنس هستند . و هر نمکی در اسید خود بهتر حل می شود . ثانیا : چون بعدا برای تشکیل کمپلکس نیاز به وجود اگزالات در محیط داریم ، بنابراینبه وسیله اسید اگزالیک ، یون اگزالات را در محیط افزایش می دهیم .

 

Cr2O7 2- + 3C2O4 2- + 14H+ ----> 2Cr3+ + 6CO2 + 7H2O

 

به محض تشکیل یون های کروم 3 ، کمپلکس پتاسیم تری اگزالات و کرومات (III) تولید می شود .واکنش هم سریع اتفاق می افتد .

 

این کمپلکس دارای بلور های 8 وجهی می باشد .

پراکسو دی سلفات آمونیم = اکسید کننده است و را به تبدیل می کند و اگزالات را اکسید کرده و به صورت CO2 از محیط خارج می کند انتقال بار دارد و شدت رنگ بالایی دارد ؛ پراکسو رابه مقدار مازاد می ریزیم تا آثاری از نماند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 5:47 PM  توسط mahdi rahimi  |